قهرمان ميرزا عين السلطنه
3586
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ملت ما بنمايند بدبختانه از عدم بصيرت و اطلاع كار ايران را تباه و مملكت ما را به باد دادند . بلكه اين اسامى را بايد مزيد كرد به اسم اشخاصى كه در مجلدات روزنامهء سابق خود درج كرديم . شايعات شب شهر آرام بود . به تواتر خبر آوردند طهران انقلاب شده و امروز علاء الدوله را ، مشير السلطنه را ، معزز الملك را ، با سيد حسين وكيل خوى با حاجى محمد تقى بنكدار معروف را كشتند . تأييد كرد اين اخبار را فرستاده رضى خان نايب قونسل كه حكم تلگرافى رسيد و طهران بر هم خورده اين جمع را كشتند . با نهايت اندوه و غم و كسالت شب را صبح كرديم . در صورتى كه ذرة المثقالى از دست ما براى اين وطن بلاديده كارى ساخته نيست . كار به دست جهال افتاد و امر را خاتمه دادند فاعتبروا يا اولى الابصار . نطق ميرزا حسين خياط ديشب معلوم شد در مسجد شاه همه جمع بودند . ميرزا حسين خياط وكيل سابق انجمن ( دمكرات است اما حالا داشناكسيون شده ) نطق كرده و قسم خورده به ورود قشون روس خودم را مىكشم . بعد گريه كرده همه مردم هم گريه كردند . از آنجا تلگرافخانه رفته ورقهاى هم چاپ و منتشر شد . همان ساعت از طهران تلگراف رسيد كه مجلس تقاضاهاى دولت روس را به اتفاق آراء رد كرد ، به تكاليف ملى خود رفتار كنيد . تلگراف را قرائت كردند فقرا گفتند گندمدارها جواب بدهند . اغنيا گفتند فقرا كفن پوشيده آمادهء مرگ باشند . يك نفر ترك گفته بود امپراطور « اقرىده » ، ما شاه دزد لازم نداريم . اين تفصيلات به جاى خود ، به سر هركس هرچه مىآيد بيايد . ميرزا غفار تاجرزاده كه حالا سالار منصور « 1 » لقب دارد و دو سال است طلوعى نموده تا كى غروب كند از غنايم مازندران و اين سفر خود دويست و پنجاه قاليچه فرد اكمل امروز غروب وارد دولتسراى خود نمود .
--> ( 1 ) - پدر دكتر ناصر يگانه و هموست كه به خواهش قوام السلطنه يك سال از آية اللّه كاشانى تبعيد شده پذيرائى كرد . ( مسعود سالور )